صائن الدين على بن تركه

115

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

نور اديمم ز سهيل دلست * صورت و جان هر دو طفيل دلست [ 150 ] و در اين حالت ، ساير جهات ستّ بما اشتملت عليه - كه بعضى از آن ، مناسك حجّ است و عمره - به سوى من متوجه شدند . « 1 » من نقطهء مركز وجودم * من قبلهء كعبهء سجودم * * * [ 151 ] لها صلواتي بالمقام أقيمها * و أشهد فيها أنّها لي صلّت [ 152 ] كلانا مصلّ واحد ساجد إلى * حقيقته بالجمع في كلّ سجدة [ 153 ] و ما كان لي صلّى سواى و لم تكن * صلاتي لغيري في أدا كلّ ركعة از براى حضرت معشوق است نمازهاى اظهار اسماء ثبوتى كه از روى قرب نوافل در مقام ابراهيم قلب - كه عبارت از حقيقت برزخ جامع است و محلّ اثبات اوصاف ثبوتى معشوق است - اقامت مىكنم كه در عين اين كثرت اعتبارى ، اثبات وحدت حقيقى كرده مىشود ؛ و در اين نمازها بر مقتضاى « و جعلت قرّة عيني في الصّلاة » مشاهدهء آن مىكنم كه حضرت معشوق نيز نماز اظهار وحدت ذاتى خويش و ظهور سريانش در مراتب ، از براى من است كه « لولاك لما خلقت الأفلاك » . [ 152 ] پس هر دو يكى باشيم در اداى آن صلاة ؛ چه ، وحدت حقيقى ، باطن و حقيقت كثرت نسبى اسمائى است از روى عاشقى ؛ و كثرت نسبى اسمائى ، باطن و حقيقت وحدت حقيقى است از روى معشوقى . و مصلّي در صلاة اظهار ، در سجدهء خضوع است مر حقيقت خويش را ، به سبب آنكه تا جمع شود با ظاهرش ، و رفع ما به الامتياز كند در هر تنزّلى از تنزّلات وجودى ؛ تا ظاهر عين باطن گردد و حكم مظهر متلاشى شود و معنى وحدت بحقيقتها در عين كثرت رو نمايد ؛ چنانچه فحواى بيت مطابق حال گردد كه « 2 » ما ترى الرقّة و صفاء * هي في كأسها أم الكأس فيها [ 153 ] پس بر اين تقدير ، معشوق كه گفتم از براى من نماز كرد ، غير از حقيقت من نبوده باشد ؛ همچنان‌كه نماز من كه گفتم از براى معشوق است ، ديگرى نبود آن غير از من . « 3 »

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 2 ) . فر : + شعر . ( 3 ) . عبارت چنين است در اصل و مراد اين است كه آن نماز براى كسى غير از من نبود . فر : + بيت .